منوچهر اميرى
53
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
بردى ( Bardi ) ( لا ) Cyperus papyrus ( فر ) Papyrus بردى سرد و خشكست اندر درجه دوم ناسور را سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 68 ، زل 57 ) . اهل خراسان او را لخ گويند ديسقوريدس گويد در بيخ لخ قوت غذائى است و از اين معنى اهل مصر بيخ او را بخايند و لعاب كه از او حاصل شود بخورند . . . و بعضى عنقر گويند بيخ او را چون سپيد باشد . . . و در وقتى كه نبات بردى رسته شود بيخ او را عسلج گويند . . . و ابو ريحان گويد كه جز در زاولستان در مواضع ديگر نبات بردى را تخم نديدم و در زاولستان تخم نبات بردى را ديدم ( ترجمهء صيدنه ، ب 23 ) . نباتى است معروف خاكستر او بجاى قرطاس سوخته است ( اغراض ، 615 ) . ريزهتر از حلبه و تلخ و بيخش با حلاوت و كاغذ مصرى از او ساخته مىشود ( تحفه ، 45 ) . هو الحقى ( لعله الحلفاء ، مايرهوف ) ( شرح اسماء ، م 46 ) . بردى ( پاپيروس ) از گياهان مخصوص مصر است . نام آن در مصر باستان طوف twf و در قبطى شوف كه در عبرى به صورت سوف درآمده است . وجه اشتقاق لغت بردى روشن نيست . امروز ديگر پاپيروس در مصر به عمل نمىآيد ( مايرهوف ، 46 ) . گياهى از تيرهء جگنها جزو ردهء تك لپهايها كه ارتفاعش از دو تا چهار متر مىرسد و جزء گياهان نى مانند و بسيار زيباست . اصل اين گياه در سواحل شط نيل است و امروز در قبرس و سيسيل ( صقليه ) نيز ديده مىشود . قسمتهاى تحتانى ساقههاى اين گياه محتوى مواد ذخيرهايست كه به مصرف تغذيهء زارعان و دهقانان مىرسد . از الياف ساقههاى قابل انعطاف اين گياه يك نوع كاغذ مىسازند ، پاپيروس ، بابيروس ، درخت كاغذ مصرى ، جگن نيل حقى ، حلفاء ( فرهنگ معين ) . برسياندارو ( ر ك : عصى الراعى ) برسياوشان ( Bar - Si vos ? n , Bar - Si vas ? n ) ( لا ) Adiantum capillus Veneris ( فر ) Capillaire برسياوشان بر سر جاهها و اندر ميان روذها [ يك يا چند كلمه افتاده است ] و بكرفس مانذ وى . الابنيه ( بهم 56 ، زل 46 ) . مرحوم بهمنيار در عنوان بجاى برسياوشان ( با باى ابجد ) پرسياوشان ( با باى فارسى ) نوشته و ظاهرا در اين باره مردد بوده است زيرا در حاشيه مىنويسد : به سكون را و كسر سين و ضم يا فتح واو گياهى است دوائى و معروف و آن را پرسياوش نيز گويند ( بهمنيار ، 56 ) . چنان كه ملاحظه مىفرمائيد استاد فقيد به حرف اول لغت مورد بحث كه بر است يا پر اشاره نكرده است و حال - آنكه هروى مانند تمام مؤلفان مفردات